شعری از میلاد تهرانی
با گفتن یک
" عزیزم جایت خالیست ! "
نه جای من پر می شود
و نه از عمق شادی هایت کمتر !
فقط ...
دل خوش می شوم که هنوز ،
بود و نبودم برایت مهم است !!!

First Day Of My Life Lyrics
So I found a reason to stay alive
Try a little harder see the other side
Talking to myself
Too many sleepless nights
Trying to find a meaning to this stupid life
I don’t want your sympathy
Sometimes I don’t know who to be
Hey what you're looking for
No one has the answer
They just want more
Hey who’s gonna make it right
This could be the first
Day of my life
So I found a reason
To let it go
Tell you that I’m smiling
But I still need to grow
Will I find salvation in the arms of love
Will it stop me searching will it be enough
I don’t want your sympathy
Sometimes I don’t know who to be
Hey what you're looking for
No one has the answer but you just want more
Hey who’s gonna make it right
This could be the first day of my life
The first time to really feel alive
The first time to break the chain
The first time to walk away from pain
Hey what you're looking for
No one has the answer we just want more
Hey who’s gonna make it right
This could be the first day of your life
Hey what you're looking for
No one has the answer they just want more
Hey who’s gonna shine alight?
This could be the first day of my life
ناصر حجازی از دنیا رفت....
| ترافیک بی سابقه ای در اطراف بیمارستان کسری واقع در خیابان الوند پس از انتشار خبر درگذشت ناصر حجازی شکل گرفته است. | |
|
برنا: لحظاتی پس از انتشار خبر درگذشت ناصر حجازی، ترافیک و ازدحام بی سابقه ای در اطراف بیمارستان کسری تهران بوجود آمد.
دوستداران مرحوم حجازی مقابل بیمارستان کسری در حال گریه و شیون هستند و با صدای رسا می گویند: "ناصر بلند شو." هواداران حجازی پس از انعکاس خبر درگذشت این اسطوره فوتبال کشور به خیابان الوند هجوم آورده اند. گردآوری:گروه ورزش سیمرغ
|
عید که آمد
عید که آمد
فکری برای آسمان تو
خواهم کرد
یادم باشد٬روزهای آخر اسفند
دستمال خیسی روی ستاره هایت بکشم
و گلدانی کنار ماهت بگذارم.
زندگی٬همیشه که این جور پیچ و تاب نخواهد داشت
بد نیست گاهی هم دستی به موهایت بکشی
و با درخت و باغچه صحبت کنی
پنهان نمی کنم که پیش از این سطرها
« دوستت دارم» را می خواسته ام بنویسم
حالا کمی صبر کن
بهار که آمد
فکری برای آسمان تو
و سطرهای پنهانی خودم خواهم کرد
کمی صبر کن... شاید هنوز هم بتوان به چشم دیگری خیره ماند و سبز شد!
در بهار نفسی چاق
در تابستان دلی قبراق
در پاییز چشمانی براق
و در زمستان آغوشی بی فراق برای هم آرزو کنیم.
حافظ موسوی

← صفحه بعد
نظرات ()
